نظریه استاندارد تصمیم­ گیری، بر این باور است که افراد بر اساس منطق و به­ صورت عقلایی عمل می­کنند.

نظریه پرتفوی مدرن ارائه شده توسط مارکوویتز در سال 1952 نشان می­دهد که چگونه سرمایه ­گذاران عقلایی، بر اساس منطق، اساس تصمیمات خود در زمینه انتخاب پرتفوی را دو پارامتر ریسک و بازده قرار می­دهند و با استفاده از بازده و واریانس، سبد سهام خود را متنوع کرده و از این طریق، یک پرتفوی بهینه ایجاد می­نمایند. اما این مدل، قادر به توضیح رفتار سرمایه­ گذاران در شرایط واقعی نیست.

این انحراف سیستماتیک از انتخاب سبد بهینه سهام در رویکرد مالی استاندارد، زمینه ارائه دیدگاه مالی رفتاری و مالی اقتصادی را فراهم نمود (خواجوی و فتاحی، 1392).

در این مطالعه تلاش می­شود تا جایگاه این دو رویکرد در نظام تصمیم­ گیری جهت انتخاب پرتفوی سهام مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد، تا مشخص شود که بازیگران بازار سرمایه بیشتر بر اساس کدامین دیدگاه در این بازار رفتار می نمایند.